اکسیر عشقی سازم، اینک از برای توست
مهر و صفا و قلب پاکی در سرای توست
تو خود نیاز بر هیچ فرمولی نخواهی داشت
فرمول این اکسیر جایش در هوای توست
بین هر کسی بی عشق زییَد لا جرم مردست
این مدعیان راببین، آخر چه جای توست
فرهاد و شیرین زنده اند و در کنار ما
مجنون ِلیلی عاقبت جانش سزای توست
گمگشته باشد عشق جایش در میان ما
گر هم نوایی باشد، این نای و نوای توست
با هر کسی خواهد که داند عشق و اکسیرش
گو عشق پاک ذات او، راه رهای توست
- ۰ نظر
- ۱۹ اسفند ۹۱ ، ۲۳:۲۳