شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۱۱:۱۲ ب.ظ
دوراهی
به راهی رسیدم ،دو راهی بدیدم
یکی را به اکراهْ دربر کشیدم
بدیدم که خیری، نهفتی درونش
بدیدم که اسرار ِ کارَت شنیدم
مرا ره توباشی و دل رهنما
بدان در کنارتْ همیشه سپیدم
نگه می کنم نیک بر کار مِهرت
که مهرت شده راهوار ِ سعیدم
ببین گُم شده های بیراهه ام
به نورانی ات دل گرفته نویدم
چه ها کرد با من جدایی؛ جدایی
که من از جدایی به عشقت رهیدم
سرم را ز پا ها، گو کی شناسم
سروپای این تن، نثار ِ امیدم
- ۹۱/۱۲/۱۹