شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۱۱:۱۶ ب.ظ
غم آرام تو
من به یاد غم آرام تو نآرام شدم
پای در کوی تو ننهاده که بردام شدم
ای خوشا مطلع شعری که سرآغاز دهی
بال بر اوج جهان گیری و پرواز دهی
ور نه هر شعر و فسانه که به یادم افتد
دست در عاقبت کار که زارم افتد
دل به دلداری لطف تو همه خوش داریم
غم جگر سوزد و اشکی به طراوش داریم
گر بیایی و ببینی و نباشم به جهان
چون تو باشی بجهانی، همه جانم به جهان
تو جهانی! به فدایت همه روح و همه جان
بگذر، از سخن ِیاوه و بی جا و مکان
- ۹۱/۱۲/۱۹