حریمان

دل نوشته ها

حریمان

دل نوشته ها

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۱۱:۲۸ ب.ظ

گل سرخ جوانی

گل به سرخی چون گراییدن گرفت
در کنارش خار روییدن گرفت
با محبت می کنی بویش بدان
بر محبت گشت خوش بوی جهان
آفرید او را به برگ ناز و نی
کود مهرش را کجا دیدی تو نی
یار من ای مهربان همکار من
گل شدی بر لطف ایزد چون ختن
او کجا بر باد و باران شکوه کرد؟
بر همه سختی جانان خنده کرد
از زمین سخت و سنگی شد برون
در کنار آفتابش رنگ خون
گــَه شدی از تشنگی ها چون هلاک
گه به بی آبی بیافتادی به خاک
روز و شب بر این امیدش چون شدی
عاقبت گل بر سرش هامون شدی
این که بینی نی گل است ای یار من
او نشان دارد ز دادارِ سمن
گل به تنهایی خودش یک عالم است
عالمی اندر کنارش خادم است
عمر گل کوتاه باشد ای جوان
مهربان این گوهرت سرمایه دان
چون به سرمایه همی اندوختی
عاقبت اندوخته خود سوختی
من یکی کوچک برادر بر تو لیک
حرف دل گفتم، نخوانش امر و لیک
داستان بر ما به سان گل شدی
چون جوانی در نیابی مُل (خُل) شدی
  • علی ترابی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی